عبارت را در

چرا حاكم بايد عدالت محور باشد؟

عنه عليه‏السلام

مِن كِتابهِ للأشتَرِ لَمّا وَلاّهُ مِصرَ : ولْيَكُن أحَبَّ الاُمورِ إلَيكَ أوسَطُها في الحَقِّ ، وأعَمُّها في العَدِل ، وأجمَعُها لرِضا الرَّعِيَّةِ ؛فإنَّ سُخطَ العامَّةِ يُجحِفُ برِضا الخاصَّةِ ، وإنَّ سُخطَ الخاصَّةِ يُغتَفَرُ مَع رِضا العامَّةَ . ولَيسَ أحَدٌ مِن الرَّعِيَّةِ أثقَلَ علَى الوالِي مَؤونَةً في الرَّخاء ، وأقَلَّ مَعونَةً لَهُ في البَلاءِ ، وأكرَهَ للإنصافِ ، وأسألَ بالإلحافِ ، وأقَلَّ شُكرا عِندَ الإعطاءِ ، وأبَطأ عُذرا عِندَ المَنعِ ، وأضعَفَ صَبرا عِندَ مُلِمّاتِ الدَّهرِ ، مِن أهلِ الخاصَّةِ . وإنّما عِمادُ الدِّينِ وجِماعُ المُسلمينَ والعُدَّةُ للأعداءِ : العامَّةُ مِن الاُمَّةِ ، فلْيَكُنْ صِغوُكَ لَهُم ، ومَيلُكَ مَعهم .

امام على عليه‏السلام

- در همان فـرمان- : بـايـد ميانه‏روى در حقّ و گستراندن عدالت و عمل به آنچه كه بيش از هر چيز رضايت مردم را فراهم مى‏آورد ، محبوبترين كارها در نزد تو باشد ؛ زيرا نارضايى عموم مردم رضايت خواصّ را بى‏اثر مى‏سازد و نارضايتى خواص، با رضايت عموم مردم ، بخشوده مى‏شود . و هيچ يك از افراد ملّت همچون طبقه خواصّ نيست ؛ زيرا اين طبقه در هنگام آسايش بار سنگين‏ترى بر دوش حكمران هستند و در گرفتارى‏ها و مشكلات كمتر به او كمك مى‏كنند ، دادگرى را ناخوش مى‏دارند ، خواسته‏ها و توقّعات بيشترى دارند ، اگر به آنها چيزى داده شود ، كمتر قدردانى مى‏كنند و اگر دريغ شود ديرتر عذر مى‏پذيرند و در پيشامدهاى ناگوار روزگار ناشكيباترند . ستون دين و جامعه مسلمانان و نيروى هميشه آماده در برابر دشمنان ، در حقيقت همان عموم مردم است . پس بايد گرايش تو به آنان باشد .